برنامه آموزشی سه ماه اول بهار سال 1388 اعضاء جدید گروه کوهنوردی همت شمیران
فهرست مطالب:
| ردیف | نام برنامه آموزشی | تاریخ برگزاری | منطقه / محل برگزاری | توضیحات | ||
| 1 | آشنایی با کار گروهی - گروه همت | 31 فروردین | محل جلسات | توضیح اساسنامه - آئین نامه ها - سرپرستی | ||
| یاد داشت: در این جلسه، آقای عظیمی در ابتدا چند بار بر اولویت سلامتی اعضاء گروه بر صعود تکیه کرد. توضیحاتی در مورد گروه، هیئت کوهنوردی، اعضاء، هیت مدیره و غیره داد. بعدش اعضاء جدید خودشون رو معرفی کردن (حدود 20 نفر). چند نفر تجربیات خوبی دارند. دوره های مختلف کوهپیمایی، سنگ نوردی، یخ و برف و سطوح مقدماتی، مربی گری درجه 3 تا 1 را توضیح داد. البته مرحله مربی گری درجه یک در ایران ممکن نیست. رشته کوههای ایران را کمی شرح داد. کمی هم در مورد کوههای افغانستان، پاکستان و ترکیه صحبت کرد. یک سری تجهیزات رو معرفی کرد که برای برنامه جمعه لازمه. فروشگاه دماوند را در تجریش، پاساژ میری برای خرید تجهیزات معرفی کرد. لباس پولار و گورتکس که واضح است. یک کفش Trekking ایرانی معرفی کرد برای شروع به نام پارس. قیمتش در تجریش فقط 31 هزار تومن بود. گتر ایرانی چلنجر را توصیه کرد. عینک Julbo رو معرفی کرد (البته وقتی ازش سوال کردن)، سری UV400 یا UVx. برای کوه کرمهای ضد آفتاب SPF30 با تجدید هر دوساعت یک بار. برای برنامه جمعه داشتن دستکش را توصیه کرد.
توصیه شد که از غذای نشاسته دار در برنامه ها استفاده شود. سوپهای آماده را برای برنامه های چند روزه توصیه کرد که املاح از دست رفته بدن رو جبران می کنند. برای برنامه جمعه یک کوله 40 لیتری. ذکر شد که یک طناب انفرادی 6 تا 7 متری و به ضخامت 7ml لازم است. برای برنامه های دو روزه زمستانی کوله های 60 لیتری و زمستانه کوله های 80 لیتری توصیه شد. داشتن کاغذ و مداد (خودکار یخ می زند) توصیه گردید. همین |
||||||
| 2 | آموزش مقدماتی آشنایی با کوهپیمایی / سنگ نوردی | 4 اردیبهشت | قله ساکا (افجه - 3315) | قرار ساعت 6:30 روبروی شهرداری منطقه یک میدان قدس | ||
| یاد داشت: ساعت 6:35 دقیقه از روبروی شهرداری منطقه یک حرکت کردیم. جمعاً با آقای عظیمی 24 نفر که 5 نفر از اعضاء قدیمی گروه بودند و بقیه از اعضاء جدید بودند. آقای مقدم کمک سرگروه بودند. وسیله نقلیه مینی بوس بود و به محدودیت صندلی، آقای عظیمی ماشین شخصی آورده بودند که 4 نفر همراه ایشان رفتند. هزینه ایاب و ذهاب سه هزار و پانصد تومان شد. آقای وزوایی هم ماشین شخصی آورده بود که در افجه به هم رسیدیم. آقایان سعید حمیدی و خیرخواه هم ساعت 3 صبح از تهران و 4 صبح از افجه حرکت کرده بودند برای برنامه خط الراس ریزان - آتش کوه که در بازگشت در دشت هویج به ما ملحق شدند. جاده بسیار خراب بود. حدود ساعت 7:25 از افجه به سمت دشت هویج حرکت کردیم. پس از طی نیمی از مسیر، برای نرمش توقف کردیم. بنا به گفته آقای عظیمی بهترین زمان برای نرمش و حرکات کششی نیم ساعت پس از حرکت و پس از گرم شدن است تا از گرفتگی عضلات و کشش تاندوم ها جلوگیری شود. نرمش شامل حرکات چرخشی مچ پا، کمر، گردن - حرکات کششی و تعادلی پا، دست، کمر و گردن و در پایان کمی حرکت پروانه بود. پس از رسیدن به دشت هویج بدون توقف در بالای دشت به مدت نیم ساعت برای صبحانه و برداشتن آب توقف کردیم. مسیر یال شرقی به سمت ساکا را بالا رفتیم که روش اصولی بالا رفتن از سنگ در مسیرهای بدون نیاز به ابزار ولی با کمک دست توسط آقای عظیمی به نمایش گذاشته شد (در هر زمان باید از دو دست و دو پا، حداقل سه تکیه گاه وجود داشته باشد، باید مسیر را ابتدا با چشم صعود کرد). پس از طی مسیر سنگی به کاسه برفی رسیدیم که مختصری در مورد اصول قدم برداشتن در برف و جاپا کندن در برف (حداقل دو سوم عرض کفش) و همچنین گرفتن ترمز به کمک بغل کردن برف و چرخیدن در صورت افتادن از پشت توضیحاتی داده شد که در کلاسهای آموزشی برف و یخ کامل خواهد شد. بر استفاده از باتون تکیه شد و روش استفاده از آن به نمایش گذاشته شد (پای موافق و دست مخالف، یا دو دست با هم و سپس گام برداشتن). روش گذاشتن باتون مابین بدن و کوله در مواقعی که پس از عبور از مسیر سنگلاخ نیاز مجدد به آن داریم توضیح داده شد که بسیار سودمند بود. پس از آن گروه به دو قسمت تقسیم شد که قرار شد یک گروه به قله برود. افرادی که از سمت قله آتشکوه بر می گشتند خبر از بدی هوا و باد شدید می دادند. پس از تماس بیسیم با آقای حمیدی مشخص شد به علت یخ زدگی شدید خط الراس ریزان، باد شدید و دیده شدن ابرهای سیاه، صعود ایشان ممکن نشده و در مسیر بازگشت می باشند. ما نیز پس از قدری صعود و رسیدن به ارتفاعی در حدود قله با وجود اینکه کمتر از نیم ساعت زمان لازم داشت بازگشتیم. زمان حدود 12:30 دقیقه بود. در مسیر بازگشت از یک مسیر شنی با شیب نسبی پایین آمدیم. روش اصولی پایین آمدن از شیب با پاشنه پا و به صورت مستقیم توضیح داده شد. بعضی از بچه ها بخصوص آنهایی که باتون نداشتند کمی کند پایین آمدند. در دشت هویج به گروه آقای حمیدی ملحق شدیم و برای نهار فقط نیم ساعت توقف کردیم. حدود ساعت 3:15 افجه رسیدیم که مینی بوس 1 ساعت منتظر ما مانده بود. حدود ساعت 4:30 به تجریش رسیدیم. هوا در تمام مدت صعود ابری و با وزش باد ملایم در ارتفاعات بود. همین |
||||||
| 3 | تجهیزات کوهنوردی و کوله چینی | 7 اردیبهشت | محل جلسات | آموزش توسط آقای عظیمی | ||
| یاد داشت: ابتدا تجهیزات کوهنوردی دسته بندی شد
سپس روش چیدن کوله توضیح داده شد.
در پایان پیشنهاد شد برای حفظ آمادگی بدنی در طول هفته 45 دقیقه ورزش هوازی مانند دو، شنا، دوچرخه و ... داشته باشیم. مجدداً تذکر داده شد که در برنامه ها از هدفون برای گوش دادن به موسیقی استفاده نشود تا بتوان در صورت لزوم و مواقع خطر (مانند ریزش سنگ) سریعاً اطلاع داده شود. در مورد کلاسهای آموزشی تئوری کار آموزی کوهپیمایی که 17:30 تا 19:00 برگزار می شود، برای اعضاء قدیمی 7 هزار تومان و برای اعضاء جدید 14 هزار تومان می باشد. پس از آن در کلاسهای اعضاء قدیمی گروه شرکت کردم. آموزش هدایت سرپرستی که قرار بود هفته قبل برگزار شود، برگزار نشده بود که این هفته توسط آقای ستوده برگزار شد. بر لزوم آشنایی تمام اعضاء با سرپرستی تکیه شد. هدایت و سرپرستی کلاً به سه بخش تقسیم می شود.
وظایف سرپرست قبل از اجرای برنامه
وظایف سرپرست حین اجرای برنامه
وظایف سرپرست حین اجرای برنامه
خصوصیات سرپرست
افراد نیز نسبت به سرپرست وظایفی دارند و باید همکاری همه جانبه داشته باشند. سرپرست ناخدا است (خدایی است که خدا نیست، به جای خدا است) افراد حتی اگر فکر می کنند که سرپرست منطقی نیست، همه باید دستورات او را اجرا نمایند. سرپرستی فقط یک لطف است و نه یک امتیاز. در پایان مجدداً تاکید شد که جلسات آموزشی گروه رأس ساعت 19:30 برگزار می شود. همچنین آقای سعید طاهری مسئول فنی به شماره تلفن 09123396796 هفته ای 4 جلسه در باشگاه شیرودی جلسات تمرین سنگ نوردی بویژه سعود روزشی برگزار می نمایند. محل تمرین سنگ نوردی آخر هفته از بند یخچال به پل خواب تغییر پیدا کرده است. برنامه آخر هفته اعضاء قدیمی کوه زرد در پلور به سرپرستی آقای بابائی به شماره تلفن 09124476252 تعیین شد. آقای بابائی قبلاً در تیم ملی نوجوانان کشور بوده اند. |
||||||
| 4 | کارآموزی کوهپیمایی | اردیبهشت | بند یخچال | به علت عدم دسترسی به مربی، در آینده برگزار می شود. برنامه جمعه به قله آبک (3488)، پشت پیست شمشک تغییر پیدا کرد. | ||
| یاد داشت: چونکه آقای عظیمی گفته بودند که تمام مربیان درجه 2 عالی مشغول شرکت در جلسات بازآموزی هستند. بنابر این، این جلسه به صعود به قله آبک تغییر پیدا کرد. حرکت ساعت 5:35 به علت تأخیر مینی بوس. 19 نفر با مینی بوس و 2 نفر با ماشین شخصی آمدند. آقای بابائی به علت به حد نصاب نرسیدن قله کوه زرد در پلور (فقط 3 نفر تقاضا داده بوند) با ما آمدند. ساعت 7:15 از در ورودی پیست شمشک به سمت بالا حرکت کردیم. پس از 30 دقیقه به بالای پیست رسیدیم. 30 دقیقه برای صبحانه توقف داشتیم. توضیحاتی در مورد نگهداری وسایل کوهنوردی داده شد. گورتکس در ماشین شسته نشود. از شامپو مخصوص استفاده شود یا از شامپو بچه. پس از شستن آویزان شود. کفش با آب شسته شود سپس مدت دو روز خشک شود. سپس با روزنامه پر شود تا از فرم خارج نشود. پس از آن به توصیه آقای عظیمی گروه به دو دسته تقسیم شد. گروه اول به سرپرستی آقای بابائی به سمت بالا حرکت کرد. پس از طی قسمتی از مسیر، قسمتی از گروه بازگشت. 8 نفر به سمت قله حرکت کردیم. حجم برف بسیار زیاد بود و نیاز به برف کوبی سنگین بود. قسمتی از مسیر کمی فنی و نیاز به دست به سنگ داشت. در نزدیکی قله 2 نفر دیگر بازگشتند (خانم صالح و خواهرشان). حدود ساعت 2 به قله رسیدیم. پس از کمی توقف بازگشتیم. من به علت نپوشیدن شلوار مناسب (جین) به سختی مسیر را پائین می آمدم. به علت لیز خوردن روی برف موبایلم شکست. حدود ساعت 4 از شمشک به سمت تهران حرکت کردیم و 5:15 تهران رسیدیم. هزینه ایاب و ذهاب 3 هزار تومان شد. در طول برنامه به یکی از همنوردان به علت داشتن هدفونی که باعث عدم شنیدن نکات مهم می شد تذکر داده شد که پس از عدم گوش دادن ایشان به تذکرات مکرر، به ایشان تذکر رسمی داده شد. هوا در تمام مدت صعود آفتابی و با وزش باد متوسط بود. طبق پیشبینی های هواشناسی، قرار بود که عصر بارش زیادی داشته باشیم (6 میلیمتر) که وقتی تهران رسیدیم بارش شروع شد. یکی از سگهای محلی ما را تا نیمه راه قله همراهی کرد. |
||||||
| 5 | بهداشت فردی و تغذیه | 14 اردیبهشت | محل جلسات | آقای رضا ستوده | ||
| نوشته ها: در ابتدا CD کامل فدراسیون از کارآموزی تا مربی گری که توسط یکی از دوستان تکثیر شده بود به تمامی اعضاء تحویل داده شد. مطالب این CD بسیار سودمند می باشد. می توان نسخه به روز این مطالب را از سایت فدراسیون کوهنوردی در قسمت آرشیو طرح درسها دانلود کرد. بعدها فهمیدم که بیشتر مطالبی که در جلسات گفته می شود چکیده از طرح درس آموزش (کوهپیمایی ویژه کارآموز) می باشد. البته همچنین این مطالب را حفظ خواهم کرد. سپس آقای رضا ستوده این جلسه را برگزار کردند. بهداشت فردی در کوهنوردی به بهداشت قسمتهای مختلف بدن تقسیم شد:
به همراه داشتن دستمال مرطوب در برنامه می تواند بسیار مفید باشد. تغذیه:
قبل از برنامه های سنگین در طول هفته کمتر تمرین شود و به خوبی استراحت شود. نوشته های مربوط به جلسه خود گروه: بعضی از دوستان در امتحانات مربوط به مربی گری شرکت کرده بودند و در تست کوپر بهترین امتیازات متعلق به گروه همت شمیران بوده است. آقای رضا ستوده و بقیه دوستان غار یخمراد را بصورت فنی پیمایش کرده بودند که گزارش آن داده شد. گزارش قله آبک توسط من داده شد. سپس کلاس روش نوشتن گزارش برنامه توسط آقای عظیمی برگزار شد. هدف از نوشتن گزارش برنامه رسیدن به مقصد با خواندن مجدد گزارش برنامه است. موارد زیر در گزارش برنامه مهم می باشند:
از همه مهمتر ذکر شد در صورت عدم وجود گزارش برنامه کامل، اثری از آن باقی نمی ماند (مثال: سفر برادران امیدوار به دور دنیا در سال 1930 در مقابل سفر مارکوپولو). برای برنامه آخر هفته خود گروه که گل گشت در منطقه حسن در، وارنگرود است باید با آقای مهیار کرمی به شماره تلفن 09126990309 هماهنگ شود. |
||||||
| 6 | آموزش مقدماتی آشنایی با کوهپیمایی | 17 اردیبهشت | قله کلکچال | از سمت دارآباد، کاشونک | ||
| در واقع باید این جلسه دوم عملی آموزش رسمی کوهپیمایی می
بود.
ساعت 6:5 از روبروی شهرداری منطقه یک در تجریش حرکت کردیم (15 نفر) و روبروی موزه دارآباد پیاده شدیم. در ابتدا باد شدید بود که فکر می شد در طول روز شدیدتر بشود که به مرور زمان متوقف شد. از سمت تپه ها و یال رحمان آباد بالا رفتیم و برای صبحانه به مدت 30 دقیقه کنار منبع آب (استخر) دوراهی باغچه خلیل توقف کردیم (ساعت 9:30). بروشورهای هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تهران را به تمامی دوستان دادند. فایل PDF این بروشورها از خود سایت هیئت کوهنوردی قابل دانلود می باشد. سرگروه آقای عظیمی بودند ولی خودشان این مسیر را طی نکرده بودند. آقای ساروخانی به عنوان راهنما در جلوی گروه حرکت می کردند. مسیر پس از استخر خلوت بود. کمی بالاتر از منبع آب آقای محمد رضا مقدمی و احسان احمدی به ما رسیدند که مدتی با ما بودند ولی بعداً جدا شدند تا پس از صعود به کلک چال از طریق لزون ها و پیازچال به توچال صعود کنند. در طول مسیر کمی تمرین سنگ نوردی شد و اصول برداشتن و گذاشتن کوله توضیح داده شد. همچنین بر مهار کردن بندهای کوله در طول سنگنوردی تأکید شد که خود من باید بیشتر دقت کنم. کمی مانده به قله یکی از خانمهای گروه بریدند که همانجا ماندند. حدود ساعت 1 قله رسیدیم. آقای عظیمی با ما تا قله آمدند و قرار شد که برگردند ایشان را به پناهگاه ببرند. در برگشت به سمت گردنه لوپهنه دوستان گروه میلاد را دیدم و با آنها مجدداً تا قله آمدم و پس از آن با گروه میلاد بودم. آقای مقدمی و احمدی را در شیرپلا دیدم. ایشان حدود ساعت 2:30 قله توچال رسیده بودند. |
||||||
| 7 | خطرات کوهستان (صاعقه) | 21 اردیبهشت | محل جلسات | آقای حسین عظیمی | ||
| نوشته های مربوط به جلسه آموزشی: آقای عظیمی جلسه خطرات کوهستان و صاعقه را برگزار نمودند. موارد مختلفی از حوادث اخیر مثال زده شد. بطور کلی خطرات کوهستان به دو دسته تقسیم می گردند:
دکتر مساعدیان پزشک مسئول گروه هستند. جلسه خود گروه امتحانات مربی گری درجه 3 برگزار شده بود که 3 نفر از خانمها (رویا روزبهانی، مریم محمد صالح و مریم نورالهی) و چند نفر از آقایان (سعید حمیدی، سعید طاهری، ماکان عرفانی و رضا نساج ستوده) شرکت کرده بودند که برای آقایان بسیار سخت گرفته بودند. نتایج بزودی از طریق سایت هیأت قابل دسترس خواهد بود. برنامه های زیاد دیگری هم اجرا شده بود که توضیح داده شدند. در 20 دقیقه آخر هم قسمتی از کلاس نقشه خوانی برگزار شد. |
||||||
| 8 | آموزش مقدماتی آشنایی با یخ و برف | 25 اردیبهشت | قله سرکچال | این جلسه به آشنایی با اصول اولیه سنگنوردی به مربیگری آقای ستوده تغییر داده شد. | ||
| آقای عظیمی در جلسه بازآموزی مربیان در حسندر شرکت کرده
بودند و بجای ایشان آقای ستوده سرپرستی گروه را برای آشنایی با اصول اولیه
سنگ نوردی به عهده گرفتند. قرار ساعت 6:30 روز جمعه مقابل مجسمه میدان
سربند بوده است و مجموعاً 6 نفر بعلاوه آقای ستوده در این برنامه شرکت
کردند. حرکت ساعت 6:45 و پس از 1:30 حرکت به بند یخچال رسیده بوده اند.
برای صبحانه در زمین فوتبال کنار سنگ روح منی توقف کرده بودند. نام سنگهای
مختلف (سلام، مریم، چکمه و ...)، انواع گیره ها(مشتی، انگشتی، ناخنی و
اصطکاکی)، گره ها (سردست، هشت، دوسر طناب، دوسر طناب دولا و بولین)،
کارابین، انواع ابزار و ... آموزش داده شده است. محل تمرین سنگ مثلث و
تمرین صعود با حمایت بدون ابزار بوده است. ساعت 3 گروه به سمت پائین حرکت
کرده بوده و در بین راه با صحنه مشکل فرود هلیکوپتر امداد در باند هلال
احمر مواجه شده اند. هلیکوپتر برای باند بسیار بزرگ بوده است و با تاخیر
بسیار زیاد فرود آمده و این نشانه از ناهماهنگی و آموزش ندیده بودن پرسنل
مربوطه است. متاسفانه من شخصاً شرکت نکردم که بعدها فهمیدم که بسیار مهم بوده و برای جلسه رسمی آموزش کوهپیمایی در این مورد مشکل داشتم. به جای آن در برنامه جواهرده قله سماموس گروه میلاد شرکت کردم.
نام منطقه: روستای جواهرده (1700 متر) در جنوب شهرستان رامسر، استان
مازندران - قله سماموس کوچک (3500 متر) - قله سماموس بزرگ (3620 متر)
واقع در 50 درجه و 23 دقیقه شرقی و 36 درجه و 49 دقیقه شمالی. در تمام مدت رفت و برگشت به علت کمبود جا و صدای بلند موزیک امکان
استراحت بسیار کم بود که از مشخصه های گروه میلاد است و دوستانی که در این
گروه شرکت می کنند باید به این مورد توجه داشته باشند. با پیشنهاد بعضی از
دوستان ساعت 6:00 صبح جمعه جهت صبحانه کنار دریا به مدت 1:30 ساعت توقف
کردیم. پس از آن جهت گرفتن نامه از هیئت کوهنوردی رامسر حرکت کردیم. لازم
به ذکر است به علت بعضی از حوادث اخیر، نیروی انتظامی جواهر ده از صعود
دوستان و گروههای که فاقد نامه هستند جلوگیری خواهد نمود. جهت عدم اتلاف
وقت، توصیه می شود که نامه از قبل تهیه شده باشد و اطلاعات مورد نیاز دیگر
نیز در دسترس باشد (نام افراد به تفکیک جنسیت، شماره پلاک اتوبوس یا مینی
بوس، نام راننده، نام سرپرست). نامه هیئت کوهنوردی و اطلاعات مورد ذکر باید
به پاسگاه نیروی انتظامی جواهرده واقع در میدان جواهرده آقای مرتضی حیاتبخش
تحویل داده شود گزارش مسیر: ساعت 8:50 از ابتدای روستا شروع به حرکت کردیم و پس از رسیدم به پاسگاه نامه را تحویل دادیم. در انتهای روستا در محلی به نام دارافداء یا داراهدا رسیدیم که در آنجا چشمه ای به نام چشمه آبعلی قرار دارد. پس از رسیدن به سیم خاردارهای محافظ جنگلهای مصنوعی به سمت چپ پیچیدیم و از مسیر پاکوب بالا رفتیم و جنگلهای مصنوعی را رد کردیم. به تپه ای رسیدیم که قسمت بزرگی از آن را جهت چرای گوسفندان سنگ چین و با سیم خاردار محافظت کرده بودند. بهتر بود از شمال (سمت راست) سنگ چین حرکت می کردیم تا به جنوب غربی دشت زل زلاندشت می رسیدیم. در این محل چشمه ای به نام چشمه بُرتل قرار دارد که می توانیم از آنجا آب برداریم و پس از صعود به جاده ماشین رو خاکی زیگزاگی که قبل از جواهرده به از مسیر شرقی به سمت قله سماموس می رود برسیم. ما به علت عدم آشنایی کامل با مسیر از پاکوب سمت چپ سنگ چین به سمت غرب منحرف شدیم و پس از رسیدن به یک چشمه و رد کردن یک گردنه به جاده لپاسر و یک گوسفند سرا رسیدیم. در این مکان برای نهار توقف کوتاهی داشتیم. با کمی صعود مجدداً به جاده ماشین رو خاکی و مسیر شرقی صعود رسیدیم. در این مکان یکی از همنوردان باشگاه کوهنوردی شهرک پردیس منتظر دوستانشان بودند و گفتند تا قله سماموس کوچک حدود 2:30 دقیقه راه می باشد. به علت کمبود وقت از سمت چشمه بُرتل به سمت پایین حرکت کردیم و ساعت 4 اتوبوس به طرف تهران حرکت کرد. هوا در تمام مدت آفتابی بود. حدود ساعت 1:30 صبح روز شنبه به میدان آزادی رسیدیم. به مواردی که می توان اشاره کرد عدم امکان صعود زمستانی از زل زلاندشت به علت بهمن خیز بودن و نوع سنگهای زیبای منطقه است. همچنین امکان اشتباه گرفتن صدای انفجار معدن به رعد و برق وجود دارد. مسیر لپاسر نیاز به 2 روز یا بیشتر دارد. |
||||||
| 9 | چادر و شب مانی در کوه | 28 اردیبهشت | محل جلسات | آموزش تئوری | ||
| کلاس شب مانی در کوهستان و شب مانی در زمستان توسط آقای
علی خیرخواه برگزار گردید. اصل برنامه های کوهنوردی صعودهای چند روزه هستند. موارد مورد به برنامه های شب مانی به دو گروه تقسیم می شوند:
بیواک کردن: محل مورد نظر نباید باد داشته باشد (پشت سنگ، مابین دو سنگ، غار و ...). باید از کیسه بیواک استفاده شود. نظم و ترتیب مهمترین نکته در شب مانی در کوهستان است.
کلاسهای رسمی آموزش کوهپیمایی به مدت دو روز عملی و دو روز تئوری خواهد بود. در واقع باید یک روز تئوری 9 ساعته باشد که به علت شاغل بودن اکثر اعضاء آموزشی به دو جلسه شکسته شد. دوره های سنگ در تیرماه برگزار می شود. اکثر دوستان روزهای زوج ساعت 7 الی 9 عصر در ورزشگاه شیرودی مشغول تمرین سنگنوردی می باشند. برای شرکت با آقای طاهری مسئول کمیته فنی هماهنگ شود. |
||||||
| 10 | چادر و شب مانی در کوه | 31 اریبهشت و 1 خرداد | برج خلنو | آموزش عملی | ||
پنج شنبه ساعت 1 بعد از ظهر تجریش مقابل شهرداری منطقه یک قرار داشتیم.
فقط آقایان برای حضور در برنامه اعلام آمادگی کرده بودند. آقای عظیمی با 5
چادر به محل قرار آمدند. تعداد کل ما حدود 16 نفر بیشتر نشد که بجز آقای
عظیمی، یکی دیگر از افراد هم از اعضاء قدیمی گروه بودند که ایشان در میان
راه به ما ملحق شدند و تأخیر داشتند. به سمت ده لالون حرکت کردیم. مینی بوس
که مانند راننده اش سن زیادی داشت به سختی از سربالایی ها بالا می رفت. به
محض اینکه به میدان اصلی افجه رسیدیم، مینی بوس جوش آورد. آقای عظیمی
چادرها را به سه قسمت تیرک، پوش داخلی و پوش خارجی بین بچه ها تقسیم کردند.
با رسیدن به انتهای ده، با رودخانه پرآب لالون مواجه شدیم و مجبور شدیم که با پرش از روی چند سنگ به پل آهنی کوچک برسیم تا به سمت چپ رودخانه برویم. در اینجا عضله پای یکی از همگروه های ما گرفت. پس از مقداری طی مسیر از سمت چپ رودخانه برای خوردن آب و نرمش در کنار مخزن سیمانی آب توقف کوتاهی کردیم. با رسیدن به تنگ لالون مجبور شدیم که با پرش های ممتد چند بار به سمت دیگر رودخانه برویم و از یک پل برفی که به ظاهر محکم به نظر می رسید به سمت راست رودخانه رفتیم. در امتداد راست رودخانه حرکت کردیم تا به چشمه تلخ آب که در این موقع از سال یخ زده بود رسیدیم. در اینجا کمی توقف کردیم. برف هنوز در مسیر زیاد بود و بعضاً مجبور به کندن جاپا برای عبور از شیبهای تند کنار رودخانه بودیم. با تاخیر نسبتاً زیادی در حدود ساعت 7 بعد از ظهر با صعود از یخچال طبیعی به آبشار و گوسفند سرا می رسیم. چادرها را برپا کردیم که با توجه به اینکه باد نمی آمد زیاد مشکل نبود. من با دو نفر از دوستان عزیز گروه (بابک اثباتی و دکتر رامین) هم چادر بودم که سریعتر از دیگران چادر را برپا کردیم. دو چادر از نوع خیلی خوب The North Face و بقیه منجمله چادر ما از نوع عمومی بودند که زیپ آنها مشکل داشت. شروع به خوردن شام مفصلی کردیم شامل خوراک مرغ، سوسیس تخم مرغ، لوبیا، آب پرتقال و میوه. برای برداشتن آب که بیرون رفتم هوا سرد شده بود. هنگام خوابیدن متوجه شدم که یک مورد ظاهراً ساده را فراموش کرده ام. زیرانداز را!. با وجود اینکه کیسه خواب خوبی خریده بودم، شب چند بار از خواب بیدار شدم. در طول شب صدای رعد و برق که در سمت دیگر کوه بود ما را از خواب بیدار کرد و باد گاه به گاه مقداری از باران را به سمت چادرهای ما می آورد. اگر اشتباه نکنم قرار حرکت صبح ساعت 5 بود. سه نفر از اعضاء گروه در کنار چادرها می مانند تا ما با بستن کوله حمله به سمت برج برویم. من در اینجا کوله ام را کمی سنگین بستم که باعث زحمت شد. بدون توقف تا گردنه ورزا بین قله وزوا و برج رسیدیم. دشت لار در مقابل ما و تنگ لالون در پشت ما قرار دارد. خلنو در مقابل ما خودنمایی می کند و برج در سمت چپ، ما را به سوی خود فرا می خواند. پس از کمی توقف به سمت برج رفتیم و حدود ساعت 10:30 بر فراز برج قرار گرفتیم. هوا بسیار خوب ولی سرد بود. برف مسیر را پوشانده بود. آقای عظیمی با اشتیاق قلل خلنو بزرگ و کوچک، تیغه ژاندارک، سرکچالها و یالهای مختلف آنها و سایر ارتفاعاتی که می شد آنها را دید را توضیح می دادند. به علت کم دقتی، یکی از دوستان موبایلشان افتاد که به نظر من عجیب بود که با آن شیب تا آخر دره وارنگرود نرفت. آقای عظیمی به شجاعت و تسلط شیب نسبتاً زیادی را پایین رفتند و آن را آوردند. اگر جلسه بند یخچال رضا ستوده را رفته بودیم و اگر طناب انفرادی داشتیم، می توانستیم یک کارگاه حمایت بزنم و برای حسین آقا طناب بریزیم که در برگشتشان از آن شیب برای ایمنی بیشتر لازم بود. با کمی توقف و خوردن تنقلات، از همان مسیر صعود به سمت پایین حرکت کردیم. کمی پایین تر از گردنه ورزا، اعضاء خود گروه را دیدیم که صبح به سرپرستی خانم صالح به قصد صعود خلنو بزرگ حرکت کرده بودند. دو نفر که کم آورده بودند با ما به سمت چادرها برگشتند و قرار شد که در کنار یکی از چادرها بمانند. بعداً فهمیدم به علت دشواری مسیر، هجم برف و وضع هوا، آنها هم برج را صعود کردند. چادرها را جمع کردیم و به سمت پایین حرکت کردیم قبل از تنگ لالون آقای عظیمی مجبور شدند به شخص کوهگردی که همراه ما آمده بود چندبار تذکر دهند. ایشان بجای توجه به برنامه گروه در بازگشت به اتلاف وقت و عکاسی مشغول بودند. پل برفی که روز قبل از آن عبور کرده بودیم نازکتر شده بود. با سرعت از آن عبور کردیم. بعداً فهمیدیم که هنگام عبور گروه خانم صالح از پل، پل شکسته است و باقی گروه ایشان مجبور شده بودند از آب بسیار سرد عبور کنند که در چند مورد نزدیک بوده است که اعضاء، مقاومت خود را از دست بدهند و آب آنها را ببرد. در جلسه روز دوشنبه ایراد گرفته شد که باید با طناب انفرادی همایت می شده اند. کمی بعد از تنگ لالون و بعد از منبع آب سیمانی، شخص کوهگردی که همراه گروه بود به آقای عظیمی به بهانه تذکرات منطقی ایشان توهین کردند که مجبور شدیم از آقای عظیمی خواهش کنیم که جلوتر بروند تا مجبور با صحبت با ایشان نباشند. با توجه با اینکه تنگ لالون را رد کرده بودیم دیگر خطری کسی را تهدید نمی کرد. مینی بوس در لالون منتظر ما بود. همانطور که گفتم یادداشتهای خودم از این جلسه را گم کرده ام و ساعت دقیق حرکت به سمت تهران را به خاطر ندارم. هزینه مینی بوس و استهلاک چادرها زیر 10 هزار تومان شد (7.500 تومان؟). حدود ساعت 6:30 بعد از ظهر تهران رسیدیم. |
||||||
| 11 | کارآموزی مقدماتی کوهپیمایی | 11 و 12 خرداد | محل جلسات | آموزش تئوری | ||
|
پس از صحبت با مربیان با تجربه فدراسیون، آقای عظیمی موفق شده بودند که
از آقای عباس خوشخو که یکی از مربیان درجه 2 فدراسیون هستند برای آموزش
اعضاء جدید دعوت به عمل آورند. با توجه با اینکه برای جلسات عملی باید
تعداد کار آموزان 8 نفر یا کمتر باشد، قرار بر این شد که به دو گروه تقسیم
شویم که گروه اول روز 7 و 8 خرداد در جلسات شرکت کنند و گروه دوم روز 14 و
15 خرداد. خود من به علت اینکه روز 8 خرداد کار شخصی داشتم، تصمیم گرفتم
روز 14 و 15 شرکت کنم. به هر صورت جلسات تئوری روز 11 و 12 خرداد در محل
جلسات برگزار شد. ابتدا آقای عباس خوشخو خودشان را معرفی کردند. ایشان مربی درجه 2 کارآموزی کوهپیمایی فدراسیون هستند که دوره های زمستان را در اسکاتلند (BMC) گذرانده اند. فوق لیسانس عمران و همچنین دارای مدرک Ecotourism که هم اکنون در این رشته فعالیت می کنند. دبیر کمیته راهنمایان کوهستان، متاهل و دارای فرزند. ورزش دوم ایشان شنا است. ایشان از تک تک کارآموزان خواستند که خودشان را معرفی کنند، بگویند که بالاترین ارتفاعی که صعود کرده اند کجا بوده است، صعود زمستانی، شب مانی در کوهستان و شب مانی در زمستان داشته اند یا خیر. موارد زیادی را توضیح دادند که خیلی از آنها در جلسات آموزشی خود گروه گفته شده بود. مطالب اکثراً از جزوه کارآموزی کوهپیمایی که از سایت فدراسیون کوهنوردی قابل دریافت می باشد تدریس می شدند. موارد زیر از نظر من مهم بوده اند: ابتدا ایشان شروع به شرح ساختار فدراسیون کوهنوردی و فعالیت های آن کردند. فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران:
سپس به شرح مراحل پیشرفت و پیش نیاز دوره های مختلف پرداختند:
و هچنین مراحل مربیگری و ترقی در صعودهای ورزشی درون سالنی را شرح دادند. Walking -> Hiking -> Trekking پس از آن شروع به توضیح دادن در مورد وسایل کوهنوردی کردند. کفش: مهمترین وسیله کوهنورد کفش است. کفش باید دوخت مناسب داشته باشد، راحت باشد، سگکهای زد زنگ داشته باشد. کفشها به 3 دسته سبک برای راهپیمایی (trekking & hiking) نیمه سنگین و سنگین تقسیم می شوند. کفشهای سنگین و نیمه سنگین عمدتاً دارای پنجه های غیر قابل انعطاف هستند. کفشهای سنگین عموماً دوپوش یا سه پوش هستند و برای برودتهای زیر منفی 20 و ارتفاعات بالای 4000 مناسب هستند. بهتر است کفشها را هنگام خرید در سراشیبی امتحان کنیم. برای نگهداری کفش، آن را با آب بشوییم و مواد نگهدارنده نزنیم. داخل آن روزنامه گذاشته شود. کوله: کوله یک روزه سبک 15 تا 25 لیتر کافی است. کوله های فنی و تخصصی برای سنگ، یخ و غار موجود است. بندهای حمایت کوله برای آویزان کردن وسایل نیستند. کوله پر باید صاف بایستد و متعادل باشد. بیشتر وزن باید بین دو کتف باشد. مواد غذایی باید نزدیک به بدن باشد. کمکهای اولیه، چراغ قوه و کیف بالا باید به سرعت از درب بالای کوله قابل دسترس باشند. در کوله اول از سمت پشت و سپس از سمت بدن محکم شود. پس از انداختن کوله، اول بند شانه، سپس بند کمر و آخر بند سینه تنظیم شود. مثلث مرگ سرمازدگی: وجود 2 عامل از سه عامل رطوبت، سرما و باد می تواند باعث سرما زدگی و مرگ شود. شماره تلفن 134 اطلاعات هواشناسی است. علم خواندن نقشه های Synoptic هواشناسی ممکن است روزی مفید باشد. نکات متفرقه: پوشاک پولار 100 تا 400 برای ارتفاعات مختلف. پماد ضد گزیدگی برای مالیدن به پوست در بازار موجود است. برای دفع مار می توان از ریختن پونه دور چادر استفاده کرد. پشه دراکولا موجودی شبیه به مورچه بالدار با خط قرمز است. در کوه هیچوقت آستین کوتاه نمی پوشیم. جدول Chill factor table برای محاسبه درجه حرارت در وزش باد موجود است که به کمک آن می توانیم سرعت باد را محاسبه کنیم. مبحث مهم تغذیه: آنابولیسم، کاتابولیسم و متابولیسم - تجزیه، هضم و جذب - متابولیسم پایه انرژی مصرفی در هنگام خواب 1700 تا 2400 کیلو کالری در شبانه روز است. بدن بین 500 تا 1100 کیلو کالری در ساعت در کوه مصرف می کند. اگر 2000 تا 3000 کیلو کالری اضافه در نظر بگیریم، کلاً باید حدود 15000 کیلو کالری در روز برای کوه کنار بگذاریم. پروتئین ها 4.1 کیلو کالری در گرم تامین می کنند، لیپیدها (چربی) 9.1 و هیدروکربنها (شیرینی و نشاسته) 4.1 کیلو کالری در گرم. برای برنامه های طولانی مدت، چند روز قبل از برنامه پروتئین و لیپید مصرف شود. هر کیلوگرم از وزن بدن 6000 تا 7000 کیلوکالری انرژی آزاد می کند. شب قبل از برنامه بهتر است سوپ خورده شود. نباید ماست خورده شود. املاح: سدیم، پتاسیم، کلسیم (موز!)، آهن - کمبود سدیم باعث اسپاسم عضلانی می شود. کمبود سایر املاح باعث می شود صدای انسان برود. ویتامینها: اگر کم شوند، مویرگها نازک می شند، شخص خون دماغ می شود، رگهای چشم می ترکند. آب: بطور متوسط شخص به 2.5 لیتر آب در روز نیاز دارد. هر 15 دقیقه یک جرعه آب خورده شود. تیرگی رنگ ادرار نشان دهنده کمبود آب بدن است. در ارتفاع میل بدن به آب کم می شود. بطور کل در شهر، خوردن آب معدنی زیاد باعث سنگ کلیه می شود. در تغذیه مهمترین اصل ذائقه است. تفاوتهای فردی بسیار وجود دارد. خوردن بیش از هم مولتی ویتامین، شخص را یُبس می کند. در دمای 60 درجه سانتیگراد مولکل ویتامین C می شکند. کشک خُشک در برنامه عالی است. دانه های سویا عالی هستند. میوه های خشک عالی هستند. جزوه تغذیه: تغذیه برای ورزشکاران، محاسبه سوخت و ساز برای ورزشکاران. هرگز نباید کودکان را در کوه بغل کرد و بالا برد. پوشاک مخصوص پر + گورتکس برای ارتفاعات بالای 7000 هستند. اگر کیسه خواب زیپ پهلو داشت، باید دقت شود زیپ به سمت کنار چادر نباشد. بهتر است یک کیسه جدا برای کفش در نظر گرفته شود و در برودت بالا، کفش را درون آن کیسه و کیسه را درون کیسه خواب قرار داد. هرگز نباید گاز EP را درون چادر روشن کرد. در مجاورت شهر، با هر 1000 متر افزایش ارتفاع، درجه هوا 5 تا 7 درجه و در کوهستان بکر 7 تا 9 درجه کاهش می یابد. بهتر است روش تخمین سرعت باد از سرعت حرکت ابر یاد گرفته شود. |
||||||
| 12 | کارآموزی مقدماتی کوهپیمایی | پارک جمشیدیه | آموزش عملی | |||
|
با توجه به اینکه دو هفته پی در پی روز پنجشنبه تعطیل رسمی بود، گروه به دو
دسته تقسیم شد که کارآموزی عملی را بگذرانند. حداکثر تعداد افراد شرکت
کننده در دوره عملی 8 نفر است. بسیاری از مربیان این دوره را در بند یخچال
برگزار می کنند، ولی آقای خوشخو پارک جمشیدیه را برای آموزش ترجیح دادند.
ساعت حرکت 7 بود که آقای خوشخو با کمی تاخیر در سر قرار حاضر شدند (با
موتورسیکلت کوهستان!). پس از کمی حرکت ایشان ما را متوقف کردند و در مورد
اصول حرکت گروهی در یک خط، سرقدم، عقب دار، سرپرست، چگونگی شمارش اعضاء
گروه در آب و هوای نامساعد و سایر مواردی که مربوط به حرکت گروهی بود
توضیحاتی دادند. قبل از رسیدن به اولین قهوه خانه از مسیر اصلی خارج شدیم و
به سمت بالای پارک تغییر مسیر دادیم. روشهای صحیح گام برداری در کوهستان در
شیبهای مختلف و نوع مسیر (شن اسکی، شنی، سنگی، ...) مرور شد. باز به سمت
شرق رفتیم و در انجا در سنگهای کوتاهی که بود اصول اولیه سنگ نوردی و دست
به سنگ شدن توضیح داده شد. در هنگام استراحت انوع ابزار مانند یومار،
کارابین، هشت و ... و کاربرد آنها به صورت مختصر توضیح داده شد. روش درست
استفاده از باتوم نشان داده شد. به شکلی که قسمت پایین تلسکوپی آن تا
limit باز شود و کوتاه و بلند کردن آن از قسمت
بالا انجام شود. در این روش بدون نیاز به در آوردن دست از بند بالای باتون
می توان در سرمای شدید بدون نیاز به در آوردن دستکش آن را کوتاه یا بلند
کرد. روش تشخیص شمال و جنوب به کمک عقربه ساعت و
همچنین به کمک تغییر جهت سایه نشان داده شد. موارد بسیار متنوع دیگری هم توضیح داده شد. نکات: جهت تعویض مسیر در مسیرهای زیگزاگ، باید با یک حرکت پا این کار را انجام داد. در روز جمعه انواع گره تدریش شد و اصول صعود از سنگ با حمایت به صورت عملی تدریش شد. هر نفر حداقل یک بار صعود کرد و یک بار حمایت انجام داد. آقای خشخو بر درست گره زدن، صعود صحیح و ایمن از سنگ و حمایت درست حمایتچی بسیار تکیه می کردند و در نمره دادن به نفرات این موارد برایشان بسیار مهم بود. توصیه می شود که قبل از شرکت در برنامه جزوه کارآموزی کوهپیمایی به دقت مطالعه شود. بر مواردی مانند مکالمه بین شخص صعود کننده و شخص حمایت کننده و کلمات استانداردی که باید بین آنها رد و بدل شود بسیار تکیه شد. |
||||||
پی نوشت: به علت اینکه من چندین سال در یک شرکت خارجی کار می کرده ام و در این مدت مکاتبات فارسی من تقریباً نزدیک به صفر بوده است، ممکن است خطاهای املائی در متن زیاد باشد. در این صورت با من تماس بگیرید تا آنها را اصلاح نمایم.